آبتينآبتين، تا این لحظه: 18 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره

آبتین زندگی مامان

نانوايي

1391/1/28 21:20
نویسنده : شراره
954 بازدید
اشتراک گذاری

فروردين‌ماه به علت اينكه پيمان تا 15 تعطيل بود آبتين مهد نگذاشتم 15 روز باقيمانده پيش مامان خودم و مامان پيمان بود امروز آبتين خونه مامان زري بود عصر كه رفتم دنبالش عمه فرزانه پيش آبتين بود تا رسيدم آبتين مي‌گفت جيش داره داد مي‌زنه يعني من جيش دارم حالا دو ساعت عمه فرزانه با ايشان پروژه داشته كه آقا آبتين بره دستشويي خلاصه رفتيم دستشويي توي دستشويي كارهايي كه كرده داره گزارش مي‌ده: مامان با عمه فرزانه رفتم توي حياط اسكوتر بازي كردم بعدش ماشين عمه فرزانه با هم شستيم ... حاضرش كردم كه بريم خونه حالا مگه از پاي كامپيوتر بلند مي‌شه : مامان بزار يك كوچولو ديگه انگري برد بازي كنم بعد مي‌ريم بالاخره راضيش كردم كه با من بياد خونه توي راه رفتيم نانوايي سنگكي نان بگيرم با اينكه شلوغ بود ايستادم تو صف ولي آبتين حسابي اذيت كرد اولا كه سنگ‌هاي نان‌ها از روي زمين جمع مي‌كرد مي‌ريخت توي يك سوراخ بعد دنبال بچه‌هايي كه از اونجا مي‌گذشتن مي‌رفت من هم مدام بايد مي‌دويدم دنبالش، بعد هم آدمك‌هاش (شخصيت‌هاي كارتوني مثل اسپايدرمن و بت من و سوپر من) از من گرفته شروع كرده با پيرمردهاي توي صف صحبت كردن اونهم بلند بلند : اين اسپايدرمنه اين بت منه پيرمرد : نه اين (اشاره به اسپايدرمن) اسمش يك چيز ديگه هست آبتين : نه اسمش اسپايدر منه فارسيش مي‌شه مرد عنكبوتي پيرمرد : آهان مرد عنكبوتي خوب شمشيرش كو؟ آبتين : پوزخندي زد اسپايدرمن كه شمشير نداره اون زورو شمشير داره پيرمرد : پس چه جوري از خودش دفاع مي‌كنه؟ آبتين : با تارهاش از خودش دفاع مي‌كنه خلاصه حسابي با هم گرم گفتگو بودند بعد يك پيرمرده كه زياد حوصله بچه‌ها رو نداشت به من گفت توي خونه هم اينقدر بپر بپر و سر و صدا مي‌كنه من هم با شرمندگي گفتم بله بعد زماني‌كه نوبت ما شد كه نان بگيريم آقايي كه حوصله نداشت  براي آبتين شكلك در مياورد. آبتين هم همون كار انجام مي‌داد من گفتم آبتين چي كار مي‌كني؟ اينكار زشته آبتين : آخه اين آقا اين كار مي‌كنه گفتم شما نكن كار خوبي نيست برگشت به آقا گفت آقا اين كار نكن خوب نيست آقا : خوب تو سر و صدا مي‌كني من هم اين كار مي‌كنم آبتين: خوب من قول مي‌دم سر و صدا نكنم تو هم اين كار نكن همه افرادي كه داخل نانوايي بودند زدند زير خنده بالاخره ما نانمون گرفتيم من از همه به خاطر آبتين عذرخواهي كردم اومديم خونه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

شبنم
30 فروردین 91 14:57
عاشقشم يعني شاهكاره
مامان دیبا و پرند
1 اردیبهشت 91 22:06
سلام دوستم کلی مفرح کرده نانوایی رو. بد نیست هر روز بری اونجا و ملت رو توی صف شاد کنی با این عسلکت.
فلفل بانو
16 اردیبهشت 91 15:47
ته ديگش از همه بانمك تره من عاشق كو كو از نوع سيب زمينيش هستم